نفیسه حاجاتی، روزنامهنگار حوزه میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری و دانشآموخته کارشناسی ارشد ایرانشناسی گرایش فرهنگ مردم، آداب و رسوم و میراثفرهنگی در گفتوگو با میراثآریا تاکید کرد که برای او باورکردنی نیست که به این راحتی به حریم میراث جهانی و میراث ملی ایران به طور مستقیم و غیرمستقیم تعرض شده گفت: تعرضاتی که با خسارتهای زیاد به پایگاه میراث جهانی کاخ گلستان شروع شد، در شهرهای مختلف به میراث آسیب زد و حالا هم قلب همه ما با تخریب فاجعهبار سعدآباد به درد آمده است.
این روزنامهنگار با اشاره به اینکه میراثفرهنگی ایران شخصیت و هویت ایرانی را میسازند افزود: از رهگذر همین ارکان هویتساز است که شخصیت، گذشته، حال و آینده ایران و ایرانی به جهان معرفی میشود. پس هر تعرضی به این گنجینههای گرانبها به معنای تلاش برای «ایرانزدایی» و «ایرانیزدایی» است.
دانشآموخته کارشناسی ارشد ایرانشناسی که به عنوان روزنامهنگار حوزه میراثفرهنگی و دوستدار ایران، بیش از یک دهه است که تلاش میکند در زمینه افزایش آگاهی عمومی نسبت به ارزشهای میراثفرهنگی ایران فعالیت کند، اظهار داشت: همواره کوشیدهام درباره پیوندهای میراث ایران با فرهنگها و ملل مختلف پژوهش و روایت کنم و از همه مهمتر با پایشهای میراثی، هم به شناخت درستتری از گنجینههایمان دست پیدا کنم و هم زمینه مطالبهگریها برای حفاظت، مرمت و معرفی میراثفرهنگی را مهیا کنیم. حالا اما احساس میکنم با تعرض صورت گرفته، خیلی از رشتههایمان پنبه شده! با تعرض به برخی از بناهایی که آسیب بیشتری دیدهاند، دههها به عقب بازگشتهایم و زخمهای میراثی عمیقی بر چهره ایران نشانده شده که برخیهایشان به نظر جبرانناپذیرند و ردشان ماندگار خواهد بود.
حاجاتی با تاکید بر اینکه بسیار مهم است که همه طرفهای جنگ به کنوانسیونهای جهانی حفاظت از میراث فرهنگی در طول جنگ، پایبند باشند گفت: من در طول جنگ در اصفهان حضور دارم و برای رسانههای مختلف از جمله ایسنا، عصر ایران و تهران تایمز به زبان فارسی و انگلیسی مطالبی نوشتهام و عکسها و ویدئوهایی از تخریبهای میراثی حادث شده در اصفهان، تهیه و منتشر کردهام چرا که به نظرم حالا وظیفه همه سنگینتر شده و باید بیش از پیش، به همان روند تلاش برای افزایش آگاهی عمومی نسبت به میراثفرهنگی، بررسی و معرفی زخمها و مطالبهگری برای مرهمها ادامه دهیم.
او در ادامه این گفتوگو به تجربههای شخصی خود از مشاهده بناهای تاریخی بعد از حمله هوایی پرداخت و افزود: من یک روز بعد از حمله هوایی به ساختمان استانداری اصفهان، از چهلستون و تالار اشرف و جبهخانه (موزه هنرهای معاصر اصفهان) بازدید کردم تا همراه مسئولان و کارشناسان بتوانم زخمها را روایت کنم. روز بعد هم دوباره برگشتم تا این بار به همراه استاندار، اصحاب رسانه و کارشناسان، هم زخمهای چهلستون و تالار اشرف را ببینیم و هم زخمهای رکیبخانه را بررسی و روایت کنیم.
این روزنامهنگار سپس به تخریبهای صورت گرفته برخی بناهای تاریخی در مجاورت استانداری اصفهان پرداخت و اظهار کرد: ساختمان استانداری چیزی کمتر از ۱۰۰ متر با بناهای تاریخی مهم اطرافش فاصله داشته است و البته دیوار به دیوار میراث جهانی بشر (کاخ موزه چهلستون) هم بود که به همین دلیل، موج انفجار و اصابت پرتابهها خسارتهای زیادی بر کاخ چهلستون ایجاد کرد. بنای تاریخی و ثبتملی شده صفوی تالار اشرف که در محوطه استانداری و ضلع شرقی محل حمله بود، هم دچار خسارتهای زیادی شده بود. بنایی که استاندار اصفهان از سفرا و مهمانان خارجی در آن میزبانی میکرد، به لایهچینیها و مقرنسهای سقفش معروف بود و آدم را به یاد مدرسه طلاکاری در پایگاه میراث جهانی ریگستان سمرقند میانداخت.
حاجاتی در ادامه به خسارتهای وارده به عمارت رکیبخانه اشاره کرد و گفت: عمارت رکیبخانه هم که همسایه شرقی استانداری و همسایه شمالی تالار اشرف است، با خسارتهای جدی روبهرو شد. برج رکیبخانه یکی از بناهای بسیار ویژه دولتخانه صفوی که از پنجرههای طبقات و بامش منظره منحصربهفردی از میدان نقشجهان و کاخهای دولتخانه صفوی دیده میشود، با ترکهای زیاد و شکستن و از جا درآمدن پنجرهها و شیشهها و تزئیناتش روبهرو شد.
این دانشآموخته کارشناسی ارشد ایرانشناسی از تعرض وارده به جبهخانه (موزه هنرهای معاصر اصفهان) پرداخت و افزود: جبهخانه (موزه هنرهای معاصر اصفهان) هم بنای دیگری بود که از خسارتهایش همراه کارشناسان دیدن کردم و قلبم به درد آمد چون این موزه که ایوانی رو به چهلستون دارد و دیوار به دیوار رکیبخانه و چهلستون است، به تازگی مرمت شده بود اما حالا باید دوباره رخت مرمت به تنش کنند.
او در پایان این گفتوگو از نگرانیهای عمیق خود و لیست بناهایی که متحمل آسیبهایی از حملههای هوایی در نزدیکیشان شدهاند گفت و یادآور شد: لیست بناهایی که متحمل آسیب شدند بسیار است و هر بار که صدای جنگندهها و انفجار در اصفهان میشنوم نگران میشوم که نکند حمله بعدی جان عالیقاپو، مسجد جامع عتیق، چهلستون یا حتی پلهای تاریخیمان را که تمام این سالها با فرونشست و تخریبهای مختلف دستوپنجه نرمکردهاند و تاب آوردهاند، بگیرد. نکند بعد از فاجعه قاجاری تخریب ۵۰ بنا به دست ظلالسلطان، حالا با فاجعه سهمگین دیگری مواجه شویم که میراث ملی و جهانی منحصربهفردی را برای همیشه از ما بگیرد و همانطور که داغ کاخ آئینهخانه و کاخ هفتدست و بسیاری از بناهای تاریخی بر دلمان مانده، داغهای بیشتری بر دل ما و نسلهای بعدی بماند. باید همه با هم تلاش کنیم تا این اتفاق نیفتد و شرمنده آیندگان نشویم.
انتهای پیام/
نظر شما